شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 20:1 |
بازدید : 347 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
روایت فیلم : «پوریا پورسرخ» با ابراز خشنودی از حضور در فیلم آقای الف گفت: با بازی در این فیلم توانستم با قضیه مرگ کنار بیایم و به نظرم اگر این فیلم روی یک نفر هم اثر بگذارد ما بردهایم.
به گزارش روایت فیلم به نقل از خبرگزاری فارس، نشست خبری فیلم سهبعدی «آقای الف» با حضور علی عطشانی کارگردان، پوریا پورسرخ بازیگر، بابک محقق مسئول سهبعدی، تهیهکننده سعید شریفیکیا، تدوین شاهین یارمحمدی، مجری شهیدیفر، محمد فضیله فیلمبردار در سالن کنفرانس همایشهای برج میلاد برگزار شد.
بنابر این گزارش، در ابتدای این نشست عطشانی در پاسخ به سئوال شهیدیفر مبنی بر اینکه چرا فیلم سهبعدی ساختید گفت: اصولاً اولین کارها سخت هستند و با کمبودهایی مواجه میشوند؛ در فیلم «شش نفر زیر باران» نیز چند سکانس به صورت کلیدی کار شد و همیشه به این فکر بودیک که وارد این مقوله شویم.
در ادامه بحث عطشانی درباره اینکه آیا از نمایش راضی بوده است یا خیر اظهار داشت: ما در نمایش فیلم با قطعی تصویر در ۱۰ دقیقه نخست روبرو بودیم این قطهی هیچ ربطی به فیلم نداشت و دستگاه فن سینما سوخت.
وی در ادامه افزود: ما فیلم میسازیم تا مخاطب ببیند و راضی باشد اما من هنوز از رضایت و عدم رضایت تماشاگران چیزی دستگیرم نشده اما به نظرم میرسد که همه راضی بودند.
در ادامه این جلسه پرسش و پاسخ پوریا پورسرخ در مورد اولین تجربه حضورش در فیلم سهبعدی گفت: باید تشکر کنم چرا که ساخت چنین فیلمی کار سختی بود و چنین کارهایی بیشتر با حمایتهای دولت ساخته میشود. پروداکشنها قابل تحسین هستند ما بیشتر دلی کار کردیم و کمتر به دستمزد کار فکر میکردیم. در مورد بازیگری نیز باید بگویم تفاوت معناداری بین بازی در این فیلم سهبعدی با سایر فیلمها وجود نداشت و تنها مدت زمانی که ما باید راکورد خود را جلوی دوربین حفظ میکردیم بیشتر بود و این کار را کمی سخت میکرد.
پورسرخ در ادامه صحبت خود ضمن اظهار خشنودی از حضور در این فیلم بیان داشت: این اتفاقی بود که تنها بین من و خدا بود و با وجودی که الان در شرایط مناسبی قرار ندارم اما در اینجا حضور پیدا کردم و از سازندگان این فیلم تشکر میکنم.
این بازیگر سینما اظهار داشت: من همواره از شب میترسیدم و از اینکه شب در بهشتزهرا(س) باشم نیز ترس داشتم. اما با بازی در این فیلم دیگر از مرگ و شبهای بهشتزهرا نمیترسیدم با قضیه مرگ کنار آمدم به نظرم اگر این فیلم بتواند روی یک نفر هم تأثیر بگذارد ما بردهایم و روی من یکی تأثیر گذاشته است.
در ادامه برنامه شریفیکیا درباره نمایش فیلم اظهار داشت: ما قصد نداریم این فیلم سهبعدی را به صورت دوبعدی اکران کنیم.
وی در پاسخ به اینکه چرا به سراغ تهیه فیلم سهبعدی رفتیدگفت: در ساخت این فیلمنامه یا هیچ فیلمنامه دیگر الزامی وجود ندارد ما بایستی ساخت این نوع فیلم را تجربه میکردیم و قرعه این کار به نام ما افتاد.
تهیهکننده فیلم سینمایی آقای الف اظهار داشت: در این فیلم با سایر فیلمها اختلاف ۳۰ درصدی وجود دارد و تمام مسئولیتهای سهبعدی فیلم از صفر تا ۱۰۰ بر عهده بابک محقق بود.
به گزارش فارس، بابک محقق در ادامه سخنان اظهار داشت: ما سال ۸۵ اولین دستگاه ساخت فیلم سهبعدی را ساختیم و توانستیم زمان هر پلان را از یک تا یکساعت و نیم به ۵ تا ۶ دقیقه کاهش دهیم و تنها بحث جابجایی دستگاه به دلیل بزرگ بودن آن کمی مشکلساز شد.
وی در پایان گفت: من ۶ سال منتظر چنین لحظهای بودم و از اینکه کسی جرأت برای تهیه این فیلم ورود پیدا کرد بسیار خوشحالم و هنگام تماشای فیلم فقط لذت بردم.
محمد فضیله نیز گفت: فیلمبرداری این فیلم از کارهایی است که آدم دلش برایش تنگ میشود.
یارمحمدی تدوینگر این فیلم نیز در ادامه سخنان عوامل اظهار داشت: تدوین این فیلم سهبعدی بسیار متفاوت بود و زمانی که راشها به دستم رسید با دنیای متفاوتی روبرو شدم و همیشه صداها را در دو کانال میبینیم اما این بار تصویر در دو کانال دیده میشد و با وجود اینکه حجم و تدوین این کار طول کشید اما کار راضیکننده بود.
وی در پایان گفت: قواعد تدوین این فیلم سهبعدی متفاوت بود و باید با احتیاط زیادی کار میکردیم تا چشم مخاطب اذیت نشود.
عطشانی در ادامه این جلسه پرسخ و پاسخ عطشانی در پاسخ به این سئوال که چرا بیشتر توجه سازندگان فیلم به مسائل تکنیکی بوده و کمتر به فیلمنامه توجه داشتند گفت: ما باید برای ساخت این فیلم سهبعدی یا از پروداکشن چشمپوشی میکردیم یا فیلمنامهای با ویژگیهایی آقای الف را در نظر میگرفتیم در هر صورت من علاقهمند به ساخت فیلم با موضوع مرگ هستم و از خداوند به خاطر موفق شدن در ساخت این فیلم سپاسگزارم.
کارگردان فیلم آقای الف در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه با توجه به داستان فیلم شما چه میزان هزینه برای رفتن خبر فیلمتان در صفحه اول یکی از نشریات صرف کردید گفت: برداشت شما از فیلم اشتباه بوده و من هیچ وقت چنین منظوری نداشتم بلکه این یک روال معمول است که مثلاً وقتی یکی از رسانهها با ما ارتباط دارد ما عکسها یا خبرهای فیلممان را در اختیار آنها قرار دهیم و بعد از آنها بپرسیم که آیا همان عکس و خبر کار میشود یا خیر.
شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 19:39 |
بازدید : 337 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
«ملکه» در سینما سپیده نقد و بررسی میشود
چهل و چهارمین نشست باشگاه فیلم فرهنگسرای انقلاب اسلامی روز سیام اردیبهشت با موضوع نقد و نمایش فیلم سینمایی «ملکه» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر در سینما سپیده برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس، در این نشست که در آستانه سالروز آزادسازی خرمشهر برگزار میشود، محمدعلی باشه آهنگر، کارگردان، حمیدرضا آذرنگ، بازیگر، سعید قطبی زاده، کارشناس- مجری و طهماسب صلح جو، منتقد به بررسی این اثر سینمایی می پردازند.
ملکه پنجمین اثر بلند سینمایی باشه آهنگر است که برنده چهار سیمرغ بلورین و کاندیدای سیمرغ در 14 بخش سی امین جشنواره فیلم فجر شده است. حمیدرضا آذرنگ برای بازی در این فیلم کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگری از جشنواره فیلم فجر شد.
فیلم ملکه در دوازدهمین جشنواره فیلم مقاومت نیز در سه بخش به عنوان برترین فیلم مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین این فیلم در یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم قبرس نیز مورد تقدیر قرار گرفت و توانست برنده جایزه ویژه هیئت داوران دانشجویان شود.
فیلم سینمایی«ملکه»، روایت دیدهبانی در پالایشگاه نفت آبادان است که با نگاهی خاص به موضوع جنگ و وقایع آن میپردازد. در این اثر بلند سینمایی میلاد کی مرام، حمیدرضا آذرنگ، مهدی سلطانی، حسین باشه آهنگر و مصطفی زمانی به ایفای نقش میپردازند.
نمایش و نقد فیلم ملکه دوشنبه 30 اردیبهشت ساعت 16 در سینما سپیده برگزار میشود.
سینمای ما- در پی انتشار اسامی اعضاء شورای پروانه ساخت فیلمسازی، رییس کانون کارگردان سینمای ایران تاکید کرد که همچنان این کانون در این شورا نمایندهای ندارد. همایون اسعدیان رییس کانون کارگردانان سینمای ایران توضیح داد: طبق توافقی که از سالها قبل وجود داشت، همیشه دو نفر از طرف خانه سینما به شورای پروانه ساخت معرفی میشدند که در واقع این دو نفر از سوی کانون کارگردانان و تهیهکنندگان معرفی میشدند. بر این اساس علیرضا رئیسیان، محمدرضا هنرمند و عبدالحسن برزیده به نمایندگی از کانون کارگردانان و رسول صدرعاملی و منوچهر شاهسواری از طرف کانون تهیهکنندگان در دورههای مختلف در این شورا حضور داشتند.
اسعدیان ادامه داد: از ابتدا قصد بر این بود که این افراد به عنوان اشخاص مطلع نسبت به کسانی که در حوزه تهیهکنندگی و کارگردانی کار میکنند، حضور داشته باشند که اتفاقا حضور پررنگی هم داشتند به طوری که در مواقع لزوم حمایت میکردند و زمانی هم که یک نفر به عنوان تهیهکننده و کارگردان فیلمی معرفی میشد و شرایط لازم را نداشت، موضوع را مدیریت میکردند.
وی یادآور شد: طی یکی، دو سال گذشته ابتدا نمایندگان خانه سینما از این شورا حذف شدند و بعد هم چون طبق آییننامه باید تهیهکننده و کارگردانی حضور میداشت، گفتند خودمان یک تهیهکننده و یک کارگردان را انتخاب میکنیم. وقتی هم اسامی این شورا را خواندم باعث تعجبم شد!
کارگردان «بوسیدن روی ماه» تاکید کرد: آخرین فردی که از طرف کانون کارگردانان در شورای پروانه ساخت حضور داشت، عبدالحسن برزیده بود که او هم با مطرح شدن تئوری ریلگذاری، ماندن در این شورا را بیفایده دانست.
در دو، سه سال اخیر و پیش از تعطیلی خانه سینما، بحث معرفی نماینده خانه سینما به وزارت ارشاد، یکی از بحثهای چالشی میان سازمان سینمایی و هیات مدیرهی این تشکل صنفی بود و پس از تعطیلی خانه سینما هم این بحث در ماجرای تعطیلی گم شد.
شورای پروانه ساخت از چه افرادی تشکیل شده است؟ پاسخ به این پرسش خیلی راحت نیست؛ چون معاونتهای سینمایی دورههای مختلف، اکثرا به بیان نام اعضای این شورا علاقهای ندارند چرا که معتقدند ممکن است با معرفی آنها، سیل درخواستها بهسویشان روان شود. این بیمیلی نسبت به اعلام اسامی بهشکلی پیش رفته که گویی نام اعضای شورا در آییننامه وزارت ارشاد محرمانه است!
بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مدتی است که در پی انتشار اسامی اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش سازمان سینمایی است، چرا که معتقدیم رسانهها و سینماگران و سایر علاقمندان به این حوزه، حق دارند بدانند مجوزهای مربوط به فیلمهای سینمایی از سوی چه افرادی صادر میشود، گرچه ممکن است بسیاری از سینماگران، در نهان از تعدادی از این اسامی آگاه باشند.
خبرنگار ایسنا، پس از آنکه تاییدیه حضور افراد حاضر در جلسات شورای پروانه ساخت را از سینماگران و مطلعان مختلف گرفت، اکنون اقدام به انتشار اسامی میکند.
نکته قابل توجه در اسامی زیر، ترکیب اعضای حاضر در جلسات است که به سمت مدیران دولتی چرخش دارد. پیش از مطالعه ادامه این گزارش، ذکر این نکته لازم است که جهانگیر الماسی که مشغول ساخت فیلم «رنج و سرمستی» شده، مدتی است که در جلسات شورای پروانه ساخت حاضر نمیشود و طبیعتا جای او به یکی دیگر از حاضران داده شده است:
××× عباس بابویهی:
شاید تا دو سال قبل، نام «عباس بابویهی» برای فیلمسازانی که سابقه فعالیت در تلویزیون را داشتند، خیلی آشناتر از سینماییها بود، چرا که او در کل دوران فعالیتش در سالهای پس از انقلاب، تنها یک فیلم با نام «دشمن» (1374) را کارگردانی و تهیه کرده و سایر فعالیتهای سینماییاش به دستیار کارگردانی در 3 فیلم خلاصه میشود.
او البته چندین برابر فیلمسازی، مسئولیتهای مرتبط با این حوزه داشته است که از جمله آنها میتوان به مشاور اجرایی مدیران چند واحد صدا و سیما (مانند آرشیو، سپاه، دوبلاژ)، مشاور معاونت پشتیبانی صدا و سیما، عضویت در شورای فیلمخانه ملی ایران، مشاور رئیس مرکز موسیقی و نماینده رئیس مرکز در شورای موسیقی کشور، مسئولیت جانشینی رئیس مرکز ایرانیان خارج از کشور، کارشناس قضایی فیلم و سینما و تلویزیون و عکس، عضو و مشاور کمیسیون تعیین سیاستهای راهبردی مبارزه با مواد مخدر، عضو و دبیر هیأت ساماندهی صنوف سینمایی و... اشاره کرد.
او همچنین رییس هیات بررسی پرونده شکایت از فرجالله سلحشور برای اتهام سرقت ادبی در پروژه «یوسف پیامبر (ص)» از سوی دادگاه کارکنان دولت بود.
بابویهی که 18 سال است پشت دوربین نرفته، در دو سال گذشته بهعنوان یکی از منتقدان ساختار و هیاتمدیره دوره اخیر خانه سینما مطرح و در سخنانی درباره یکی از اقدامات آنها گفته بود: «اگر همانگونه که خودشان ادعا میکنند، آگاهانه درباره این موضوع عمل کردهاند، باید بدانند افرادی که این تصمیم را گرفتهاند هیچ وقت نمیتوانند گناه ضربات به سینمای ایران را از دوش خودشان بردارند».
او که خود عضوی از کانون کارگردانان خانه سینما بود و با تشکیل اتحادیه تهیهکنندگان توسط وزارت ارشاد به عضویت آن تشکل درآمد، در ماههای گذشته به عنوان یکی از نمایندگان وزارت ارشاد به کمیته اصلاح اساسنامه خانه سینما پیوست و در یکی دو مورد، حضور او حواشی پررنگی را در اینزمینه ایجاد کرد که از آن جمله میتوان به یادداشت تند و تیزش در انتقاد به فقدان اجماع نمایندگان اصلاح اساسنامه خانه سینما برای گنجاندن پسوند «جمهوری اسلامی» بهدنبال نام «خانه سینما» و همچنین انتساب مسعود جعفری جوزانی (یکی از اعضای کمیته) به اسفندیار رحیممشایی اشاره کرد.
بابویهی که اکنون به عنوان یک عضو حقیقی در شورای پروانه ساخت حضور دارد، البته در تنها فیلمی که به نام «دشمن» در تمام این سالها ساخته، نویسندگی، کارگردانی، تهیه کنندگی و حتی مسئولیت روابط عمومی را نیز برعهده داشته است.
××× مهدی سجادهچی:
سینماگران مهدی سجادهچی را بهعنوان یکی از فیلمنامهنویسان باسابقه میشناسند. این فیلمنامهنویس 52 ساله یکی از منتقدان برخی از فعالیتهای خانه سینما بود.
سجادهچی که خود را مطلعترین فرد درباره مشکلات فیلمنامه در سینما و تلویزیون ایران میداند، سال گذشته با همیاری تعدادی از همکاران خود، ضمن انشعاب از کانون فیلمنامهنویسان خانه سینما، کانونی جدید را در وزارت ارشاد ثبت کرده و بهجمع صنوف قانونی سینمای ایران پیوستند. او در روزهای پایانی سال گذشته به عنوان رییس کانون جدیدالتاسیس فیلمنامهنویسان انتخاب شد.
مهدی سجادهچی تاکنون مشاور فیلمنامه «آژانس شیشهای» و «برج مینو» ابراهیم حاتمیکیا، «هبوط» احمدرضا معتمدی، فیلمنامهنویس فیلمهایی مانند «روز سوم» عبدالحسین لطیفی، «مرد نامرئی» فریال بهزاد، «پاتال و آرزوهای کوچک» مسعود کرامتی و بازنویس فیلمنامه «گامهای شیدایی» حمید بهمنی بوده است. او همچنین فیلمنامه سریال «شهریار» کمال تبریزی را نوشته و بازنویسی سریال «معمای شاه» را هم برعهده داشته است.
××× جمال شورجه:
جمال شورجه
بسیاری جمال شورجه را یکی از فیلمسازان آرام، بیحاشیه و آرمانگرای سینمای ایران میدانند که در یکسال گذشته، کمی از بیحاشیه بودنِ خود فاصله گرفته است.
شورجه اگرچه یکی از منتقدان سرسخت خانه سینما محسوب میشود اما خصوصیات اخلاقی او سبب شده است که مخالفانِ نظراتش علیرغم انتقاد به برخی از سخنان وی، کمابیش احترامش را نگه دارند. او در موضوع خانه سینما، چندینبار این تشکل را با عنوان «خانه منحله سینما» نامبرد و در ماههای اخیر هم از سوی وزارت ارشاد به عنوان یکی از اعضای کمیته اصلاح اساسنامه این تشکل انتخاب شده بود.
او همچنین دو سال قبل به عنوان یکی از اعضای حقیقی شورای عالی سینما انتخاب شد اما پس از مدتی و در برههای خاص از نظر سیاسی، در انتقاد به حضور برخی مقامات در جلسات این شورا، از سمت خود استعفا کرد؛ استعفایی که پذیرفته نشد و او با رایزنیهای جواد شمقدری، محسن علیاکبری و چند نفر دیگر به جلسات شورا بازگشت و دیگر انتقادی در این زمینه مطرح نکرد.
شورجه در دو دوره گذشته جشنواره فیلم فجر، به عنوان داور بخش سینمای ایران فعالیت میکرد و در دوره اخیر انتقادهایی را نسبت به داوری ساختارنگر این رویداد سینمایی که در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار میشود، مطرح کرد. او همچنین در مساله میان حوزه هنری و سازمان سینمایی، چند اظهارنظر رسمی و غیررسمی بهنفع سازمان سینمایی داشت.
در کل میتوان گفت، جمال شورجه که آخرین اثر سینماییاش در مقام کارگردان، فیلمی درباره مقاومت 33 روزه حزبالله لبنان دربرابر ارتش رژیم صهیونیستی بوده، در دو سه سال گذشته خیلی جدیتر وارد مباحث رسانهای مربوط به سینما شده است که علاوه بر مواردی که پیشتر گفته شد، انتقاد تلویحی از برخی ائمهجمعه درباره نگاه یکسویه به برخی فیلمهای سینمای ایران، انتقاد از دخالت نیروی انتظامی و حوزه هنری در امور سینما، حمایت جدی از وزیر ارشاد برای تحریم اسکار 2013 و... اشاره کرد.
فیلمهای «33 روز»، «باشگاه سری»، «دایره سرخ»، «حماسه مجنون» و «شب دهم» از جمله آثار شورجه در مقام کارگردان هستند. او همچنین مشاوره کارگردانی در پروژههای «فرزند خاک»، «یوسف پیامبر (ص)» (سریال تلویزیونی) و «بالاتر از خطر» را برعهده داشته و در کارنامه کاریاش تهیهکنندگی فیلم سینمایی «نفوذی» نیز دیده میشود. او اکنون در تدارک ساخت یک سریال تلویزیونی با موضوع شهید بروجردی و یک فیلمسینمایی پرهزینه و بینالمللی با محوریت شیخ احمد قمی است.
××× جهانگیر الماسی:
الماسی از بازیگران ایرانی است که از 6 سال قبل تاکنون دیگر در فیلمی بازی نکرده و این روزها در حال کارگردانی اولین فیلم سینماییاش بهنام «رنج و سرمستی» است که گفته میشود از پروژههای شاخص و تقریبا پرهزینه سازمان سینمایی است.
الماسی که پیش از انقلاب مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته حقوق و روابط بینالملل گرفته بود، بازیگری در سینما را از سال 1363 و با بازی در فیلم «ریشه در خون» آغاز کرد و در مدت 30 سال فعالیت خود در فیلمهای شاخصی مانند «تنوره دیو» و «شبح کژدم» کیانوش عیاری، «ویزا» بهرام ریپور، «محموله» سیروس الوند، «لنگرگاه» کیومرث پوراحمد، «تفنگهای سحرگاه» بهروز افخمی، «آذرخش» احمدرضا درویش، «صنوبر» مجتبی راعی و «کمیته مجازات» علی حاتمی بهایفای نقش پرداخت. او همچنین سابقه تدریس در دانشگاه و مدارس و عضویت در کمیتههای انتخاب و داوری چندین جشنواره از جمله فجر و یونیکا (1994) را در کارنامه دارد.
الماسی که از او به عنوان یکی از یاران جواد شمقدری نامبرده میشود، اینروزها در حال ساخت «رنج و سرمستی» درباره تبعات جنگ تحمیلی است و این شانس را داشته که محمود احمدینژاد از پشت صحنه فیلمش بازدید کند.
او یکی از منتقدان مطرح شدن مساله فساد در سینما توسط رسانهها بود و میگفت که طرح این موضوع «تاثیر ناصوابی» در سینمای ایران داشته و «محصولی که در نهایت درو می شود تخریب مدیریت یک گروه است».
اگرچه از جهانگیر الماسی بهعنوان یکی از اعضای شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی نام برده میشود، اما پیگیریهای خبرنگار ایسنا نشان میدهد که او بهدلیل ساخت نخستین فیلم سینماییاش در مقام کارگردان، چندی است در جلسات این شورا حضور پیدا نمیکند.
به گزارش ایسنا، اما در میان افراد حاضر در جلسه شورای پروانه ساخت، نام چند مدیر سینمایی هم دیده میشود که البته تعدادی از آنها، سابقه کارگردانی، نویسندگی یا تهیه فیلم را دارند:
××× شفیع آقامحمدیان:
شفیع آقامحمدیان یکی از مدیرانی است که تقریبا همه سینماگران از حضور او در شورای پروانه ساخت خبر دارند. سازمان تحت مدیریت او، تا اواخر سال قبل مسئولیت پشتیبانی مالی از پروژه کارگردانان اول سینمای ایران را برعهده داشت و طبیعی است که نظراتش در این شورا میتواند مهم تلقی شود.
در کارنامه کاری آقامحمدیان که چهار سال است مدیریت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را برعهده دارد، کارگردانی 6 فیلم سینمایی بین سالهای 72 تا 78، نویسندگی سه فیلم و بازیگری در یک فیلم سینمایی دیده میشود. او همچنین 20 فیلم کوتاه خبری و مستند ساخته است. آقامحمدیان در حیطه اجرایی نیز مسئولیتهایی را در شبکه قرآن سیما و گروه مستند سیما داشته است.
در حال حاضر، فیلم سینمایی جنجالی «لاله» به کارگردانی اسی نیکنژاد، با حمایت وی در حال ساخت است.
××× جلیل عرفانمنش:
گفته میشود در تمامی دورهها از جمله دوره معاونت علیرضا سجادپور در سازمان سینمایی، مدیرکل اداره نظارت، عضوی از شورای پروانه ساخت بوده است. با توجه به اینکه بسیاری از مسئولیتهای ادارهکل مذکور به معاونت آثار سازمان سینمایی منتقل شده است، حضور مدیر آن نیز در جلسات شورای پروانه ساخت و احتمالا نمایش بدیهی است.
«دکتر جلیل عرفانمنش» که در ساختار جدید سازمان سینمایی کشور، به مسئولیت معاونت آثار این سازمان منصوب شده و اکنون یکی از اعضای شورای پروانه ساخت و احتمالا نمایش است، پیشتر نگارش چندین فیلمنامه از جمله سینمایی «روز موعود»، سریال «آفتاب و زمین»، «مسافر زمان»، مستند داستانی «روایت انقلاب»، مجموعه مستندهای «سرزمین خاکستری»، «حدیث بیداری»، انیمیشن سینمایی «پا به پای آفتاب» را برعهده داشته است.
او همچنین بهواسطه مدرک دکتریاش در رشته پژوهش هنر، دانشگاه سوره شعبه شیراز را تاسیس کرد و علاوه بر ریاست، در این دانشگاه تدریس میکرد. مدیریت گروه تاریخ و مناسبتهای شبکه دو سیما در سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ و عضویت در کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب اسلامی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ به همراه تالیف چند کتاب از دیگر فعالیتهای این مدیر سینمایی بوده است.
عرفانمنش شخصیتی آرام دارد و بهشدت سعی میکند از حواشی سینمایی دوری کند. شاید بتوان جدیترین فعالیت غیراجرایی سینمایی یکی دو سال اخیر وی را بازنویسی فیلمنامه پروژه جنجالی و پرهزینه «لاله» دانست.
××× حبیبالله بهمنی:
کارگردانی «سیب و سلما» جدیترین فعالیت سالهای اخیر حبیبالله بهمنی است. او سال قبل به جمع مدیران سینمایی پیوست و با حکم عرفانمنش به سرپرستی اداره کل توسعه آثار سینمایی سازمان سینمایی منصوب شد.
بهمنی که مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دارد، با بازی در فیلم سینمایی «وصل نیکان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا به دنیای حرفهای سینما وارد شد و در ادامه به فیلمنامهنویسی و کارگردانی سینما و تهیهکنندگی روی آورد. فعالیت مطبوعاتی، تدریس رشته سینما و همچنین مدیریت گروه سینمایی دانشگاه سوره، بخش دیگری از فعالیت های وی به شمار میآید.
بهمنی در سالهای قبل، کارگردانی در هفت فیلم سینمایی را برعهده داشته که از جمله آن میتوان به «سیب و سلما»، «لوح فشرده»، «زندانی 707» و... اشاره کرد. او همچنین نویسندگی و بازیگری 5 فیلم، سرمایهگذاری دو فیلم و تهیهکنندگی دو فیلم سینمایی را برعهده داشته است.
حبیبالله بهمنی به همراه برادرش حمید که اکنون مدیرعامل موسسه فرهنگی شهید آوینی است، جزو موافقان سیاستهای جواد شمقدری در سازمان سینمایی محسوب میشوند.
××× پرویز فارسیجانی:
«دکتر پرویز فارسیجانی» از مدیرانی است که در ساختار جدید سازمان سینمایی کشور، از سوی جلیل عرفانمنش به مدیریت ادارهکل مطالعات و توسعه دانش و مهارتهای سینمایی این معاونت منصوب شد. جستوجوی نام وی در فضای مجازی، منتج به اطلاعات زیادی درباره وی نمیشود.
براساس اطلاعات منتشر شده در فضای مجازی، فارسیجانی که گویا از سازمان صدا و سیما در سازمان سینمایی وزارت ارشاد مامور شده است، مدرک دکتری علوم اسلامی و الهیات از دانشگاه بینالمللی علوم اسلامی لندن را دارد و پیش از این مدیر کل پژوهش و آموزش سیما بوده است. دبیری شورای معارف سیما و همچنین مسئولیت معاونت ارتباطات و امور بینالملل انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کشور از دیگر فعالیتهای وی ذکر شده است.
گفته میشود، او نیز یکی از اعضای شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی کشور است.
××× عبدالله قندهاری:
قندهاری در ساختار جدید سازمان سینمایی به عنوان دبیر شوراهای پروانه ساخت و نمایش فعالیت میکند. وی اگرچه در تمامی جلسات این دو شورا حضور دارد اما حق رأی نداشته و احتمالا بیشتر وظیفه مدیریت جلسات و همچنین مشاوره را برعهده دارد.
جستوجوی نام قندهاری در فضای مجازی، اطلاعات زیادی را درباره فعالیتهای پیشین او بهدست نمیدهد و تنها دبیری شوراهای پروانه ساخت و نمایش و همچنین ریاست اداره تولید و نمایش سینمای حرفهای در ساختار قدیم معاونت سینمایی از مسئولیتهای قبلیاش ذکر شده است. البته سایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مدیریت تولید مستند «فکه معبری به آسمان» را نیز از فعالیتهای وی برشمرده است.
سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت 20:22 |
بازدید : 435 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
سینمای ما- فیلمهای سینمایی «آقای الف» و «ملکه» از چهارشنبه 11 اردیبهشت و «چه خوبه که برگشتی» از اواسط خرداد اکران میشوند. حبیت کاوش سخنگوی شورای صنفی نمایش دربارهی مصوبات جلسهی اخیر این شورا بیان کرد: در این جلسه مقرر شد که فیلم سینمایی «ملکه» از چهارشنبه به جای «تهران 1500» در گروه «استقلال» روی پرده برود.
وی ادامه داد: همچنین قرارداد فیلم سینمایی «چه خوبه که برگشتی» به کارگردانی داریوش مهرجویی برای اکران پس از فیلم «ملکه» در گروه «استقلال» ثبت شد.
کاوش همچنین از اکران فیلم سه بعدی «آقای الف» در سینماهای آزاد خبر داد و گفت: مقرر شد این فیلم سینمایی به کارگردانی علی عطشانی به صورت آزاد در سانس فوقالعاده سینما «آزادی»، سانس فوقالعاده سینما «فرهنگ»، سانسهای تالار«ایوان شمس» و همچنین در هر سینمایی که صاحبان فیلم بتوانند با آن قرارداد ببنند، اکران شود.
سینمای ما- ماهنامه 24 نوشت راجر ایبرت در 46 سال فعالیتش 7202 ریویو نوشت و با اینکه منتقد مهربانی تلقی میشد، نزدیک 40 فیلم از تعداد نتوانستند حتی نیمستاره از او دریافت کنند. برشهای زیر از میان نقدهای منفی و بعضاً ویرانگر او در این سالها انتخاب شدهاند که شم طنز او به خوبی نشان میدهند.
- هر چقدر هم که برای ورود به سالن پول داده باشید بیرون زدن از سالن، بیشتر میارزد (درباره «آرماگدون»)
- «آقای ماگو» به طرزی ماورایی بد است. مرزهای عادی بد بودن را مینوردد، چنان که عقاب قلمرو پرواز را میگسترد.
- طبق تبلیغات فیلم، «مستقیم به جهنم» در سه هفته و با بودجه ناچیز یک میلیون دلار فیلمبرداری شده، اما بیشتر شبیه فیلمی است که در یک هفته و با کارت اعتباری کاکس (کارگردان فیلم) ساخته شده است.
- میدانستید که اگر نوع خاصی از کرم، عبور از هزار تو را یاد بگیرد و بعد شما این کرم را چرخ کنید و بدهید بقیه کرمها بخورند، آنها هم میتوانند در اولین تلاش، از همان هزار تو بگذارند؟ این یکی از مرواریدهای دانش موجود در فیلم «اشباح« است. فیلمی براساس رمان پرفروش دینکونتز که ظاهراً با چرخ کردن بقیه فیلمها و خوراندنشان به این یکی ساخته شده.
-یادتان هست که خیلی از منتقدان، بازی استیو مارتین در عوضی را ستودند. اما وقتی شروع کرد عادیتر و آدموارتر بازی کند، شما بیشتر دوستش داشتید؟ خب شما اصلاً کاندیدای خوبی برای تماشای «ایسونچورا: کارآگاه حیوانات» نیستید.
- به من گفتهاند در ساخت «آپارتمان جو» از پنجهزار سوسک استفاده شده. افسردهکننده است، اما نه به اندازه این خبر که هیچکدام از سوسکها در حین تولید آسیبی ندیدهاند.
- فیلم در شهر مختلف در اکران کالت نصفهشب به نمایش درمیآید. نصفهشب به اندازه کافی دیر نیست (درباره فیلم «ماورا»)
- Hellbound: Hellraiser II فیلم ایدهآلی است برای تماشاگر کمسلیقه و بیحوصله که فقط میخواهد هزازگاه نگاهی به پرده سینما بیندازد. برای اینکه مطمئن شود چیزی همچنان دارد اتفاق میافتد. اگر در این توصیف میگنجید احتمالاً به اینجای متن نرسیدهاید، اما به جهنم، ما اینجا به ارائه سرویس کامل در صنعت ریویو اعتقاد داریم. قابلی ندارد.
- شاید 200 تا سیگار دیگر میتوانست کارساز باشد؛ سرفه کردن بهتر از بعضی از این دیالوگهاست (درباره فیلم «200 سیگار»)
- آدم عبوس بی شعوری که انگار دارد در بازی پانتومیم، لئوناردو دیکاپریو را اجرا میکند (در توصیف یکی از شخصیتهای فیلم «ماری، اهل خلیجفرشتهها»)
- از اقبال بلند من، روزی که رفتم فیلم را ببینم، حقله سومش گم شده بود. دو روز بعد دوباره رفتم به اتاق نمایش که حلقه گم شده را ببینم به بدی بقیهاش بود اما هیچ چیز نمیتوانست این فیلم را نجات بدهد. همانطور که همکارم جین سیسکل گفته: «اگر حلقه سوم، راشهای گم شده «آمبرسونهای باشکوه» اورسن ولز هم میبود فرقی به حال فیلم نمیکرد» (درباره «سرخپوست کوچک شهر بزرگ»)
- دیدن «گودزیلا» در کاخ جشنواره کن مثل شرکت در مناسکی شیطانی در کلیسای سنپیتر است (گودزیلا شخصیتی به اسم شهردار ایبرت داشت با مشاوری به اسم جین که ایبرت دربارهشان نوشت: «این شخصیتها واکنش امریش و دولین به ریویوهای برنامه سیسکل و ایبرت دربارهی فیلمهای قبلیشان («استارگیت» و «روز استقلال» بود) اما آنها راحت ولمان کردند. من انتظار داشتم گودزیلا مثل سوسک لهم کند.»
- من از این فیلم متنفرم. از آن متنفرِ، متنفرِ متنفرِ متنفرِ متنفرِ متنفرِم از تکتک لحظات سفیهانه احمقانه پوچِ موهنش . متنفر از توهینی که با پیش فرض سرگرم کننده بودن فیلم به مخاطب میکند (درباره «نورث»)
- شک دارم هیچ کدام از عوامل فیلم متعجب یا ناامید شوند اگر ببینند تماشاگران دارند بالا میآورند یا فرار میکنند. (درباره بازسازی «کشتار با اره برقی در تگزاس»)
سینمای ما- سایت "سینماپرس" خبر داد که جان استوارت سرانجام میخواهد اولین فیلمش را کارگردانی کند. «گلاب» نام فیلمی است که فیلمنامه آن هم توسط خود استوارت براساس رمان «...بعد آنها به دنبال من آمدند» به قلم مازیار بهاری نوشته میشود. ماجرای کتاب، خاطرات 118 روز زندان خبرنگار بیبیسی، مازیار بهاری است که سال 88 به ایران آمده بود. او که در مصاحبهاش با پرستیوی اعتراف کرد که خبرنگاران غربی برای جاسوسی کار می کنند و او هم به دنبال تحقق یک انقلاب رنگی بوده، پس از آزادی از زندان و گریختن از کشور اعترافاتش را پس گرفت و کتاب «...بعد آنها به دنبال من آمدند» را نوشت. این کتاب داستان او را روایت می کند، در حالی که نامزد حاملهاش پائولا را در لندن گذاشته و به ایران آمده و در سال 88 به زندان اوین میافتد و 118 روز در آن به سر میبرد. «گلاب» هم لقبی است که او به زندانبانش داده. ظاهرا او از روی بوی گلاب زندانبانش را میشناخت.
ساخت این فیلم از ماه ژوئن یا ژوئیه سال جاری آغاز میشود و قرار است سال 2014 اکران شود و پیمان معادی بازی در نقش مازیار بهاری در فیلم «گلاب» به کارگردانی جان استوارت مجری سرشناس آمریکایی را که برنده 18 جایزه امی شده، قبول نکرد.
جیجی پریتزکر که تهیهکننده فیلمهای مهمی چون «درایو» و «لانه خرگوش» است، به همراهی اسکات رادین تهیهکننده مطرح و برنده اسکار فیلمهای کارگردانان هالیوود، برادران کوئن و خود جان استوارت تهیهکنندگان این پروژه هستند. رادین همینطور سابقه تهیه فیلمهایی چون «شبکه اجتماعی» و «دختری با خالکوبی اژدها» از دیوید فینچر، «خون به پا میشود» از پل تامس اندرسون، «امپراطور طلوع ماه» از وس اندرسون و «اسلیپی هالو» از تیم برتون و فیلمهای متعددی از برادران کوئن را در کارنامه خود دارد.
فیلم سینمایی «زن مرد زندگی» به کارگردانی و تهیهکنندگی مهدی ودادی فرم حضور در جشنواره سی و یکم فیلم فجر را پر کرده است.
بنابراین گزارش، در خلاصه داستان این فیلم آمده است:
«فرهاد» در پنجمین سالگرد ازدواجش تصمیم میگیرد، همسرش لیلی را ترک کند، این تصمیم «فرهاد» حوادثی را به همراه دارد و ....
«لیلا اوتادی»، «امیر حسین رستمی»، «سحر قریشی»، «نیما شاهرخ شاهی»، «شراره سلیم بیات» و «سمیه برجی» در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
عوامل این فیلم عبارتند از:
نویسنده: زامیاد سعدوندیان، تهیهکننده و کارگردان: مهدی ودادی،
سرمایهگذار: عادل سنجانی، مجری طرح: سید رضا دوشیری، مدیر تولید: داود طامهری،مدیر فیلمبرداری: فرشاد گلسفیدی، صدابردار: علی کیان ارثی، طراح گریم: بیتا آریا، طراح صحنه ولباس: رامین غفوری، عکاس: مهرداد امینی،برنامهریز و دستیار اول کارگردان: امیر علی قنبری، تدوین: امیر ادیبپرور، صداگذار: نادر بادامچی،
میکس: حیدر نجفی،با تشکر از ایرج شهزادی و موزیک: فرزین قره گوزلو.
«مهدی ودادی» متولد 1340 تهران، فارغالتحصیل نقاشی از دانشگاه هنر است. وی فعالیت فیلمسازی را از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کرد و نخستین فیلم کوتاه 16 م.م اش را با نام «فریاد پیروزی» برای امور تربیتی وزارت آموزش و پرورش ساخت و سپس برای مرکز سینمای تجربی و نیمه حرفه ای و حوزه هنری هم فیلمهای کوتاهی ساخت.
سه فیلم «پسران مهتاب» (ارتشی در تاریکی)، «ستارههای سربی» و «بیا با من» در کارنامه فیلمسازی وی به ثبت رسیده است.
پنج شنبه 5 ارديبهشت 1392 ساعت 20:33 |
بازدید : 438 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
سینمای ما- «گذشته» ساخته اصغر فرهادی با بازی برهنیس بژو، طاهر رحیم و علی مصفا 17 مه (27 اردیبهشت) در فرانسه روی پرده میرود. این فیلم یکی از آثار بخش مسابقه اصلی شصت و ششمین جشنواره فیلم کن است که 15 تا 26 مه (25 اردیبهشت تا 5 خرداد) برگزار میشود. «گذشته» در جشنواره کن با 18 فیلم شامل تازهترین ساختههای رومن پولانسکی، استیون سودربرگ و الکساندر پاین برای نخل طلا رقابت میکند. فیلم به زبان فرانسوی است و تمام صحنههای آن در پاریس فیلمبرداری شده است. در خبرها آمده بود که احنمال اکران داخلی فیلم همزمان با امران جهانی وجود دارد. جلیل عرفان منش درباره اکران «گذشته» در ایران توضیح داد: اخیرا پخش کننده فیلم سینمایی «گذشته» ساخته اخیر اصغر فرهادی تقاضای نمایش عمومی فیلم در ایران را داشته است . اما باید به اطلاع برسانم که این اثر مانند سایر آثار طبق مقررات باید توسط شورای پروانه نمایش بازبینی شود و طبیعی است که در صورتی که مطابق با موازین و مقررات سازمان سینمایی باشد این فیلم به نمایش عمومی درخواهد آمد. وی درباره ارایه فیلم اخیر اصغر فرهادی به شورای پروانه نمایش گفت: تقاضای پخش فیلم داده شده اما تا به امروز پخش کننده این فیلم را برای دریافت شورای پروانه نمایش به وزارت ارشاد ارایه نداده است.
روابط عمومی فیلم، خلاصه داستان «گذشته» را چنین شرح دادند: «احمد (علی مصفا) چهار سال پس از جدایی از همسر فرانسویاش به در خواست او راهی پاریس میشود تا مراحل اداری طلاقشان را طی کرده و ثبت کنند. او در مدت اقامت کوتاهش متوجه آشفتگی لوسی دختر همسر سابقش میشود. تلاش او برای کمک به لوسی پرده از رازی در گذشته بر میدارد.»
برهنیس بژو بازیگر فرانسوی دو سال پیش برای بازی در نقش یک ستاره نوظهور سینمای ناطق در فیلم صامت و سیاه و سفید «هنرمند» به کارگردانی همسرش میشل هازاناویسیوس برنده جایزه سزار و نامزد جایزه اسکار شد. این فیلم پنج جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و کارگردان را دریافت کرد. بژو پارسال اجرای مراسم افتتاحیه و اختتامیه شصت و پنجمین جشنواره فیلم کن را به عهده داشت. طاهر رحیم بازیگر فرانسوی الجزایریتبار سال 2010 برای فیلم «یک پیامبر» برنده دو جایزه سزار شد. پولین بارله و بابک کریمی از دیگر بازیگران این فیلم هستند.
«گذشته» تولید شرکت «ممنتو فیلمز پروداکشنز» است و چند شرکت دیگر نیز در تهیه آن مشارکت داشتهاند.
پنج شنبه 15 فروردين 1392 ساعت 14:41 |
بازدید : 333 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
کارگردان: بهنام بهزادی
بازیگران:
اشکان خطیبی، مهرداد صدیقیان، بهاران بنی احمدی، محمد رضا غفاری، الهه حصاری، مارتین شمعون پور و… با حضور: امیر جعفری، سروش صحت و امید روحانی.
خلاصه داستان :
فیلم به روابط بین جوانان با یکدیگر و والدینشان می پردازد.
بهنام بهزادی با گذشت پنج سال از ساخت فیلم اولش یعنی تنها دو بار زندگی می کنیم ، این بار ما را با اثری متفاوت با فیلم قبلی اش اما اثر بخش موجه کرده است. بهزادی با دست گذاشتن روی سوژه ای اجتماعی با داستانی خطی و روایتی رئال از زندگی، نوید فیلمی دیگر از ژانری را داد که چند سالی است در سینمای ایران و با فیلم هایی چون فیلم های اصغر فرهادی پرورده شده است.
از فیلم می توان چندین برداشت کرد. می توان آن را ادای دینی به تئاتر دانست. می توان آن را در مورد دغدغه های نسل جوان امروز و درگیری هایشان با والدینشان به شمار آورد. می توان آن را در مورد تفاوت ها و برخوردهایی که این جوانان در میان خودشان دارند، دانست. در فیلم حتی به تفاوت نگاهی که به جنس زن وجود دارد گریزی زده می شود. البته ادای دین به تئاتر لایه رویین و ظاهری فیلم است که در خلال تلاش های چند جوان برای به اجرا بردن تئاتری در جشنواره ای خارجی و مشکلات سر راهشان نشان داده می شود. این که برای داشتن محلی مناسب تمرین مشکل دارند، این که برای حضور در جشنواره ای خارجی باید از هفت خان رستم عبور کنند، این که نگاه بعضی اقشار به تئاتر و اهالی آن، نگاهی منفی است. اما همه این ها دغدغه ای جدی برای بهزادی نبوده و تنها در خلال داستان اصلی و روایت درونی فیلم به آن ها اشاره ای داشته است. روایتی که در آن از بازیگرانی گمنام و کمتر شناخته شده استفاده کرده تا از دغدغه های آنان بگوید و بر خلاف معمول این گونه فیلم ها، حق را در بسیاری از موارد به آن ها بدهد.
فیلم یک صبح تا شب چند جوان را نشان می دهد که قرار است به زودی تئاتر خود را در جشنواره ای خارجی به نمایش درآورند. در این میان پدر شهرزاد (با بازی امیر جعفری) از رفتن دخترش به خارج از کشور ممانعت می کند و این باعث به وجود آمدن مسائلی می شود که کل گروه را تهدید می کند.
فیلم، بر خلاف آن چه که همیشه دیده ایم، نسل امروز را محکم و مسئولیت پذیر در برابر اشتباهاتی که مرتکب شده است نشان می دهد. شهرزاد دختری است مسئول در برابر خانواده، راستگو، ساده و صادق، کسی که سعی می کند احترام پدر را تا جایی که امکان دارد، نگه دارد. اما زیر بار حرف زور نمی رود. پدر مثل بسیاری از خانواده های ایرانی، نگرانی هایی برای فرزندش دارد اما این دلیل محکمی نیست برای ممانعت از ورود فرزند به جامعه و انجام کاری که به آن عشق می ورزد و در این میان، بازنده اصلی هم پدر است. فیلم به صراحت نشان می دهد که بر خلاف تصوری که برخی والدین سنتی به این گونه گروه های دوستی دارند، این ها عده ای جوان هستند، که به خاطر یک کار مشترک گرد هم آمده اند و این باعث به وجود آمدن دوستی عمیقی بین آن ها شده که همان هم در آخر باعث می شود برای شهرزاد و شجاعتی که به خرج داده، فداکاری کنند. این ها بزهکار یا کافر یا خوش گذران نیستند. شاید سردرگمی هایی در زندگی داشته باشند، شاید اشتباهاتی داشته باشند، اما آیا همه آدم ها دچار همین لغزش ها نمی شوند؟
تلاش شده تا بازیگران جوان فیلم، همه به یک اندازه در این اثر نقش داشته باشند. در طول فیلم، قسمتی از شخصیت هر کدام نشان داده می شود.این که هر کدام به یک نوعی یا از جانب خانواده طرد شده اند یا برای اینکه هم خانواده را داشته باشند، هم زندگی مورد علاقه خود را به دروغ یا پنهان کاری روی آورده اند.
قطعاً گفته خواهد شد که بهزادی در ساخت فیلمش نیم نگاهی به درباره الی ساخته اصغر فرهادی داشته است. عده ای جوان در یک خانه نشان داده می شوند، با شیوه فیلمبرداری دوربین روی دست و به خاطر موضوع فیلم و نوع بحث های پایانی بازیگران، درباره الی برای مخاطب تداعی می شود. اما این به نظر من، آن گونه که خیلی ها بولدش می کنند، مساله بغرنجی نیست. مهم این است که فیلم، حرف خودش را می زند و چه اشکالی دارد اگر برای سکانس های خود، حتی زوایای دوربین و نوع چرخش ها از فیلم دیگری الهام گرفته باشد.
فیلمبرداری به صورت سکانس پلان است و مثل تئاتر، کات ندارد و سکانس ها طولانی است. این کار را برای بازیگران و دیگر عوامل مشکل کرده است، اما احساس تماشای یک تئاتر را به بیننده منتقل می کند.
شاید بتوان گفت که شخصیت پردازی فیلم ضعیف بوده و می شد که روی بعضی از شخصیت ها مثل شخصیت جالب مارتین که برای مخاطب هم جذابیت داشت، مانور بیشتری داده شود، یا شخصیت سروش صحت در نقش عموی شهرزاد به نظر کاملاً زائد و بدون پرداخت دقیق بود. امیر جعفری باز هم در نقش متفاوتی که از خود نشان داد، درخشید. پدری با گرایش های مذهبی و سنتی که مثل خیلی از پدرهای امروز بین تعصبات خود و روشنفکری دست و پا می زند. و در آخر تنها کسی که مستاصل و تنها ماند، بدون اینکه دانسته باشد، چه کاری درست است، همان پدر بود.
این ساخته دوم بهنام بهزادی است که باوجود این که خالی از اشکال نبود اما در جشنواره امسال از تعدادی از کارگردانان صاحب نام سبقت گرفت و نوید روزهای خوبی را برای این کارگردان جوان خوش ذوق داد.
پنج شنبه 15 فروردين 1392 ساعت 14:38 |
بازدید : 460 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
داستان فیلم :
نوشتن خلاصه داستان برای این فیلم سخت است اما می توان اینطور بیان کرد : یک جوان ناکام در رسیدن به عشق، مدتهاست که از دنیا رفته اما کسی که وی عاشق بوده به نام لیلی ( لیلا حاتمی ) ، هنوز او را زنده می داند و او در همه جا می بیند. خسرو ( علی مصفا ) همسر فعلی لیلی نیز در رقابت برای بدست آوردن عشق لیلی ، اقداماتی انجام می دهد اما …
کارگردان :
علی مصفا : یکی از بازیگران و نویسندگان توانای سینمای ایران که سالهاست با بازی در آثار هنری، جای پای خود را در سینما تثبیت کرده است. مصفا اگرچه در بخش بازیگری ، کارنامه درخشانی دارد اما در کارگردانی، یک تازه کار به شمار می رود. تنها ساخته او پیش از « پله آخر » ، فیلم « سیمای زنی در دور دست » نام دارد که واکنش های چندان مثبتی را از سوی منتقدان به همراه نداشت. « پله آخر » دومین فیلم عالی مصفا در مقام کارگردانی به شمار می رود که همسرش لیلا حاتمی، نقش اصلی آن را ایفا می کند.
درباره فیلم :
« پله آخر » اقتباس آزادی هست از داستان « مردگان » از مجموعه « دوبیلینی ها » به نویسندگی جیمز جویس . علی مصفا با اقتباس از این اثر ادبی به نوعی به جنگ سینماگران اروپایی رفته و اثری سینمایی را تولید کرده که به راحتی قابل رقابت با سینمای اروپا می باشد و روایت پسامدرنی دارد.
« پله آخر » روایتی خطی ندارد و در فرم « خاطره » روایت می شود. این نوع روایت به فیلمساز اجازه می دهد تا داستانش را بدون توجه به زمان رخداد آنها روایت کند و تنها با توجه درجه اهمیت، آنها را تدوین نماید. « پله آخر » چنین وضعیتی دارد، روایتی که زمان بندی آنها یکدست نیست و تنها اهمیت آنهاست که توالی آنها را معین می کند. به نظر می رسد که مصفا یکی از طرفداران پرو پا قرص ژان لوک گدار باشد!
چنین روایتی که علی مصفا در « پله آخر » از آن استفاده کرده، در سینمای ایران چندان رایج نیست و بیشتر به سمت و سوی سینمای هنری فرانسه گرایش پیدا می کند اما با اینحال مصفا به خوبی توانسته داستان نا متوازن فیلم را به جلو هدایت کند. خوشبختانه اتفاقات به درستی در کنار هم روایت می شوند بطوریکه تماشاگر عام سینما را گیج نکند.
فلاشبک و فلاش فورواردهای متعددی که در « پله آخر » با آن مواجه هستیم، با برنامه ریزی کامل و به دور از بهم ریختگی مرسوم، انجام گرفته که جای تحسین دارد.
تا دلتان بخواهد در این فیلم داستان فرعی جذاب وجود دارد که همه آنها با هدفمندی و هوشمندی به داستان اضافه شده اند. خیلی در سینمای ایران نمی بینیم که داستان فرعی نقطه پایانی هم داشته باشد اما در پله آخر داستان نقطه آغاز دارد، نقطه پایان هم دارد و کلی پیام بدون دیالوگ، به مخاطب ارائه می شود.
یکی از داستانهای موفق فیلم مربوط به مهندس معمار است که با دیدن دوست دوران کودکی اش ، یاد دورانی می افتد که توسط وی اذیت شده و تصمیم می گیرد با یک مشتِ جانانه، انتقامش را از وی بگیرد!
یکی دیگر از نکات مثبت « پله آخر » ، تعریف مجدد یک داستان از زاویه ای دیگر است که به خوبی انجام گرفته. کم رخ می دهد که مخاطب ایرانی حوصله داشته باشد تا یک صحنه را مجددا و از زاویه ای دیگر مشاهده کند، اما مصفا مخاطب را مجبور می کند تا این اصل را بپذیرد و باید گفت که به درستی هم اینکار را انجام داده است.
شخصیت معادلِ دکتر امین در « مردگان » ،حضور پر رنگ تر و تاثیرگذار تری داشت اما به این شخصیت در « پله آخر » آنطور که باید و شاید، بها داده نشده.
مایه خوشحالی است که فیلمسازان تازه کار ( در بخش کارگردانی ) با دانش کافی به سراغ ساخت فیلم می روند. « پله آخر » دومین ساخته بلند سینمایی علی مصفا به شمار می رود اما در آن به خوبی می توان به جزئیات صحنه پی برد. مصفا حتی در سکانس هایی که از لحاظ مفهومی ، تاریکی را تجربه می کنند، از رنگ بندی های تیره تر و مرده استفاده کرده که کمک بسیاری به باورپذیری سکانس کرده است.
مصفا همچنین به خوبی توانسته بازی های خوبی از بازیگرانش بگیرد. لیلا حاتمی در بهترین فرم سینمایی خود حضور دارد و کسب افتخارات جهانی برای نقش لیلی، دال بر این ادعاست. البته ارزش علی مصفا زمانی مشخص می شود که از بازیگری همواره عصبانی به نام حامد بهداد، یک بازی کنترل شده و البته کوتاه میگیرد !
پایان بندی « پله آخر » یک شوک کامل به تماشاگر وارد می کند، چه تماشاگری که کتاب اصلی را خوانده باشد و چه مخاطبی که بدون پیش زمینه به سراغ فیلم می رود.
در مجموع باید گفت که « پله آخر » فیلمی استاندارد با فرمت جهانی است که به راحتی می تواند به رقابت با آثار اروپایی بپردازد. البته مشخصاً « پله آخر » در پیدا کردن مخاطب عام ، با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد بود اما حقیقت این هست که سینمای ایران برای خروج از وضعیت نه چندان مطلوبی که در آن قرار گرفته، نیازمند چنین آثار ارزشمندی است.
در حاشیه :
خلاصه داستانی که از این فیلم در اختیار رسانه ها قرار گرفته بود، دو خلاصه کاملا متفاوت بود. اولی به این صورت بود : « امین دکتری است میانسال که بعد از سالها به ایران بازگشته و به همراه مادرش تنها زندگی می کند. با شنیدن خبر مرگ یکی از دوستان کودکی به خانه او می رود و درگیر ماجرای مرگ او می شود » و خلاصه داستان دومی که بعدها منتشر شد به این شکل بود : « لیلی ستاره سینماست و به تازگی شوهرش را از دست داده است. سر صحنه فیلمبرداری ناگهان مقابل دوربین خنده اش می گیرد و از کار باز می ماند. هیچکس نمی تواند دلیل خنده هایش را حدس بزند ». حال آنکه خودِ داستان هم با این خلاصه ها تفاوت هایی دارد!
لیلا حاتمی برای بازی در این فیلم از جشنواره فیلم کارلووی واری ، گوی بلورین بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.
مارتین اسکورسیزی از پخش کننده بین المللی فیلم خواسته بود تا یک نسخه از دی وی دی را برایش ارسال کنند تا فیلم را ببیند. اسکورسیزی به دلیل تعریف و تمجید دوستانش از این فیلم، تصمیم به تماشای « پله آخر » گرفته بود.
زمانی که شورای صنفی نمایش در یک اقدام غیرمنتظره، به حرمت اربعین، تحریم سینما آزادی را لغو کرد، علی مصفا در اعتراض به شرایط بد اکران در سینما آزادی گفت : « فیلم «پله آخر» که قراردادش را قبل از «من و زیبا» ثبت کرده بود و تاریخ هشتم آذر ماه برای اکرانش تعیین شده بود، به دلیل تحریم سینما آزادی توسط همین شورا بهترین فرصت برای اکرانش را از دست داد و بعد با پیشنهاد اکران در سینما فرهنگ از تاریخ ۱۳دی مواجه شد که ما به خاطر اکران نامناسب، ناقص، تک سانس بودن و به صلاحدید پخش کنندهی محترم، آقای شایسته آن را نپذیرفتیم و به آن اعتراض کردیم. »
خواندن این یادداشت علی مصفا درباره « پله آخر » خالی از لطف نیست : « فیلمنامهٔ پلهٔ آخر را هفت سال پیش نوشتم. اما برای ساختنش به هر دری زدم نشد؛ دوستان تهیهکننده هر چند فیلمنامه را دوست داشتند، اما هر کدام به نوبت، بعد از هفت-هشت ماه کنار میکشیدند تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم خودم پولی جور کنم و به معنای واقعی کلمه فیلم را مستقل بسازم. چارهای نداشتم جز اینکه از تمام امکانات استفاده و بلکه سوء استفاده کنم. مجبور شدم نقش اول مرد را خودم بازی کنم و هنوز هم از این بابت دلخورم.
پنج شنبه 15 فروردين 1392 ساعت 14:33 |
بازدید : 345 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
قیمت بلیت سینماها در سال ۹۲ مشخص و از چهارشنبه ۳۰ اسفند ماه در آخرین روز سال ۹۱، اجرا میشود.
مهدی عظیمی معاون فعالیتهای سازمان سینمایی وزارت ارشاد در گفت وگویی با خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، گفت: از چهارشنبه گذشته قیمت بلیت سینماها تعیین شد که از این چهارشنبه بلیت سینماهای مدرن ۶ هزار تومان، ممتاز ۵، درجه۱، ۴ و درجه۲، ۲هزار و ۵۰۰ تومان به فروش خواهد رسید.
وی افزود: پیشنهاد سینماداران افزایش ۲۰ درصدی بود که ما تا ۱۴ درصد افزایش دادیم با این تفاوت که مالیات بر ارزش افزوده نیز در دل همین قیمت آمد.
عظیمی با بیان اینکه علاقهمند نبودهاند قیمت بلیت سینماها را افزایش دهند، خاطرنشان کرد: اما هزینه نگهداری سینماها و تولید فیلم اضافه شده و راهی جز اضافه کردن قیمت بلیت نداشتیم و در جلسهای هم که با دوستان داشتیم ما را توجیه کردند این کار را انجام دهیم. اما همچنان اگر بخواهیم قیمت واقعی بلیت سینماهای مدرن را در نظر بگیریم باید تا بالای ۲۰ هزار تومان میرساندیم.
معاون فعالیتهای سازمان سینمایی درباره چینش اکران نوروزی با بیان اینکه به تنوع موضوعی فکر شده است، خاطرنشان کرد: در میان این فیلمها هم کار برای خانوادهها هست، هم جوانان، کسانی که بخواهند کار کمدی ببینند، افرادی که نگاه روشنفکری به سینما دارند، کسانی که به موضوعات دینی توجه دارند و همچنین تنوع ساختاری و تکنیکی با اکران اولین فیلم سه بعدی و انیمیشن، در واقع این چینش میتواند بسیاری از سلیقهها را راضی کند و امیدوارم مردم با رفتن به سینما نظرشان را اعلام کنند.
عظیمی مهمترین برنامهاش را برای سال آینده اجرای دقیق آئیننامه جدید شورای صنفی نمایش اعلام کر
پنج شنبه 15 فروردين 1392 ساعت 14:30 |
بازدید : 367 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
اصغر فرهادی در اولین روزهای بهار در دوبی کارگاه برگزار می کند.
موسسه داکیومنتری ویسز (صداهای مستند) با همکاری موسسه «کارنامه» در روزهای ۵ تا ۷ فروردین ماه کارگاه آموزشی «از ایده تا فیلمنامه» را توسط اصغر فرهادی در شهر اینترنتی دوبی برگزار می کند.
اصغر فرهادی که این روزها مشغول آماده سازی فیلم «گذشته» در فرانسه است، قصد دارد چند روز به دوبی سفر کند.
عباس کیارستمی نیز در فروردین ماه سال ۱۳۹۰ کارگاه آموزشی برگزار کرده بود.
به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی آخرین ساخته ی سینمایی اش «جدایی نادر از سیمین» علاوه برجوایز داخلی و بین المللی سال گذشته برگزیده ی اسکار بهترین فیلم خارجی شد.
فرهادی در کارنامه ی کاریش فیلم هایی چون « جدایی نادر از سیمین »، «درباره الی»، «چهارشنبه سوری»، «شهر زیبا» و …. را دارد.
پنج شنبه 15 فروردين 1392 ساعت 14:25 |
بازدید : 331 |
نوشته شده به دست علی داودی راد |
(نظرات )
محمدرضا شریفینیا به بهانه اکران فیلم «تهران ۱۵۰۰» در نوروز ۹۲ و بازی در این فیلم مهمان برنامه «هفت» بود و در این برنامه به تداوم حضور خود در عرصه تلویزیون و سینما تاکید کرد.
جمعه شب آخرین برنامه «هفت» در سال ۹۱ به بررسی فیلمهای اکران نوروز ۹۲ اختصاص داشت.
در اولین قسمت از این برنامه بهرام عظیمی کارگردان و محمدرضا شریفینیا یکی از بازیگران فیلم «تهران ۱۵۰۰» به تبلیغ این فیلم و انگیزههای خود از ساخت آن پرداختند.
شریفینیا با اشاره به اهمیت انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» گفت: «این انیمیشن تحول بزرگی در سینما است. ۲۵۰ نفر حدود چهار سال روی این فیلم کار کردند که چیزی از انیمیشنهایی که در شرکتها و کمپانیهای بزرگ دنیا ساخته میشود، کم ندارد.»
او ادامه داد: «انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» میتواند سرآغاز ساخت انیمیشن سینمایی در ایران باشد. قصه این کار حدود ۱۰۸ سال دیگر اتفاق میافتد. ماشینها به صورت پرنده است. ما میتوانیم قصههای بزرگ دنیا و ایران را از طریق انیمشین برای مردم جذاب کنیم. این فیلم باید در جشنواره فیلم فجر سال گذشته حوا حلوا میشد، اما این اتفاق نیفتاد. این قصه با خانوادهها ارتباط برقرار میکند و میتواند سنین مختلف را به سمت سینما بکشاند.»
در ادامه این برنامه بهرام عظیمی با اشاره به تجربه خود در ساخت انیمیشن عنوان کرد: «خیلیها میگویند چرا بهرام عظیمی این فیلم را ساخته است. من تجربه ساخت انیمیشن را در ایران دارم و مهمترین مسالهای که باعث شد به من اعتماد شود همین بود. در چنین کاری اعتماد خیلی مهم است. تهیه کننده خصوصی به من اعتماد کرد که بتوانم برای ساخت این فیلم چهار سال زمان بگذارم.»
این انیمیشن ساز در ادامه افزود: «ما این فیلم را در جشنواره اهی معتبر انیمیشن نمایش دادیم و با استقبال خوبی هم همراه شد. من به عنوان کارگردان انیمیشن که سالی چند بار در جشنوارههای مختلف دنیا حضور دارم، این را میگویم که روزهای اولی که در جشنوارهها حضور داشتیم، خیلی توجهی به ما نمیکردند، اما بعد از اینکه این فیلم یا انیمیشنهای دیگری از ایران نشان میدهیم برخوردها عوض میشود و عکس العمل خیلی خوب است. در یکی از این جشنوارهها از من میپرسیدند هزینه ساخت «تهران ۱۵۰۰» چقدر بوده و وقتی من میگفتم سه تا چهار میلیون دلار تعجب میکردند. یک روز یکی از آهنگسازان معروف دنیا به من پیشنهاد کرد چون شما از ایران هستید، من میتوانم با دو میلیون دلار برای این فیلم موسیقی بسازم. تازه کلی هم تخفیف داده بود که این رقم را پیشنهاد کرد. بعد از آن ما هزینه واقعی صرف شده برای تولید این فیلم را نمیگفتیم.»
عظیمی همچنین افزود: «ساخت فیلم سینمایی یک اتفاق بزرگ در صنعت انیمیشن است. اگر این اتفاقها در مملکت ما بیفتد خوب است و به نظرم میتوانیم در این عرصه رقابت داشته باشیم.»
در بخش دیگری از این گفتوگو شریفینیا در مورد اکران و نحوه ساخت «تهران ۱۵۰۰» توضیح داد: «آقای عظیمی متواضعانه در برابر ساخت این فیلم برخورد میکند. من توصیه میکنم مردم حتما این فیلم را به عنوان اولین فیلم انیمیشن ببینند. ساخت لوکیشنها، حرکات دست و نوع رفتارهای بازیگران در فیلم خیلی خوب درآمده است. این انیمیشن به خاطر اتفاقاتی که دارد برای همه جذاب است. این فیلم از باقی فیلمهای اکران جداست. بخش دولتی باید کمک کند و سرمایه بدهد تا بتوانیم قصههای جذاب ایرانی را به صورت انیمیشن درآوریم.»
او در خصوص حضور خود در سینما و تلویزیون به صورت همزمان گفت: «مشکل اینجاست که پخش آثار تلویزیونی و سینمایی دست ما نیست و به همین دلیل به صورت همزمان در چند فیلم حضور داریم. خیلیها میگویند شریفینیا زیاد فیلم بازی میکند. من ۱۴ سریال برای تلویزیون کار کردم به نیت ۱۴ معصوم. حالا میخواهم ۱۲۴ هزار سریال بازی کنم به نیت ۱۲۴ هزار پیغمبر. ۳۰ سال است در این عرصه حضور دارم و در بهترین سریالهای تلویزیونی بازی کردم.»
شریفینیا در خضوص فیلمهای اکران نوروزی گفت: «فیلم «حوض نقاشی» یکی از بهترین فیلمهای امسال است. کار جذابی است و مردم حتما باید آن را ببینند. «قاعده تصادف» هم فیلم خوبی است و میتواند مخاطب جذب کند. فیلم «تهران ۱۵۰۰» را هم به خاطر کمک به انیمیشن ببینید. البته ما نباید از فیلمهایی که خودمان در آنها حضور داشتیم تعریف کنیم و باید تبلیغ فیلمها دیگر را کنیم.»